درسنامه آموزشی علوم و معارف قرآنی (2) کلاس یازدهم معارف
درس 12: فهم قرآن در آینه قرآن (2)
صحت، فصاحت و تجوید حروف واو، هاء و یاء
واو: در فارسی از بین لب و دندان ادا میشود ولی از نظر فصاحت و تجوید باید از بین دو لب، نرم و بدون فشار تلفظ گردد، مانند:
یوم ، وَ ایَّاکَ ، هُوَ ، کُفُوًا ، أَفواجًا ، وَحدَهُ ، بِحَولِ اللَّهِ ، وَ قُوَّتِهِ
در اصطلاح تجوید، به نرمی واو، لین میگویند.
هاء: معمولاً درست خوانده میشود.
از نظر فصاحت و تجوید، هاء با مقداری دمش در گلو تلفظ میشود.
با توجه به نفسبر بودن هاء، نباید برای صرفهجویی در نفس، آن را از بینی یعنی تو دماغی یا خیلی سست تلفظ کنیم، مانند:
اَشهَدُ ، إِلهَ ، اهدِنَا ، عَلَیهِم
در اصطلاح تجوید، به دمش هاء در گلو، هاوی میگویند.
همچنین نباید هاء محکم تلفظ شود، مانند:
هُوَ ، لَهُ ، بِحَمدِهِ ، حَمِدَهُ ، إِلَیهِ
یاء: معمولاً درست خوانده میشود.
از نظر فصاحت و تجوید، نباید با فشار، محکم و مایل به ژ تلفظ شود؛ به ویژه یاء مشدّد، مانند:
عَلِیًّا ، وَلِیُ ، حَیَ ، إِیَّاکَ
در اصطلاح تجوید، به نرمی یاء نیز، لین میگویند.
تمرین: آیات درس، سوره حمد، توحید و اذکار نماز را، با رعایت صحت، فصاحت و تجوید حروف و حرکات بخوانید.
فهم قرآن در آینه قرآن (2)
گام چهارم در فهم: استفاده از محتوای دیگر آیات در تفسیر
هنگامی که یک حکیم لب به سخن میگشاید، مجموعه منسجم و هماهنگی از موضوعات را در کنار یکدیگر قرار میدهد تا به هدف مورد نظر خود دست پیدا کند. از اینرو یکی از راهها برای فهم مراد و منظور حکیم از یک سخن، مراجعه به سایر سخنان او میباشد. قرآن کریم که از سوی حکیمترین حکیمان نازل شده است از این قاعده مستثنی نیست و برای فهم معنای یک آیه باید به محتوای سایر آیات قرآن مراجعه نمود.
در درس گذشته با سیاق آیات و تأثیر آن در فهم آشنا شدیم و دانستیم که اولین گام در مراجعه به آیات قرآن برای فهم معنای یک آیه، استفاده از سیاق آیه میباشد.
مراجعه به آیات قرآن برای فهم معنای یک آیه، منحصر در سیاق نبوده و یک مفسر برای دریافت معنای دقیقتر و عمیقتر از آیه، با عبور از سیاق وارد مرحله جدیدی میشود. او در این مرحله، حجم بیشتری از آیات در سورههای گوناگون را مورد توجه قرار میدهد.
به نظر شما این مرحله چه تفاوتی با مرحله پیش از آن یعنی «توجه به سیاق آیه» دارد؟
مفسّر در این مرحله به سراغ چه نوع آیاتی خواهد آمد که در مرحله قبل به آن آیات نپرداخته بود؟
چنانکه دانستیم، مفسران معمولاً در دو گام، از آیات قرآن برای فهم یک آیه بهره میجویند: توجه به سیاق آیه و استفاده از محتوای دیگر آیات در تفسیر.
یک مفسّر پس از شناخت آیه در سیاق خود، به سراغ کل قرآن میرود و از مفاهیم و مقاصد آیات دیگری که به گونهای در فهم آیه مورد نظر مؤثر هستند، استفاده میکند. به بیان دیگر او برای فهم یک آیه، ابتدا از قرائن موجود در آیه و آیات پیرامونی آن استفاده میکند و سپس از قرائن موجود در دیگر آیات در کل قرآن بهرهمند میشود.
بدین منظور او هنگام تفسیر یک آیه، پس از شناخت سیاق آن، ابتدا آیاتی را که در سورههای گوناگون با آیه مورد نظر ارتباط معنایی دارند استخراج میکند؛ سپس با چینش این آیات در کنار یکدیگر از محتوای آنها در تفسیر آن آیه استفاده میکند؛ به عبارت دیگر او یک آیه را با کمک تدبر در آیات مشابه آن توضیح میدهد و مقصود آن را روشن میسازد.
به این نمونهها دقت کنید:
نمونه اول:
اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُستَقِیمَ؛ صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمتَ عَلَیهِمْ ... (حمد، آیهٔ 7-6)
مفسران، نظریات مختلفی درباره مراد خداوند از «صراط مستقیم» ارائه کردهاند. بعضی مفسران با توجه به اینکه این راه، راه نعمت یافتگان دانسته شده است، با قرار دادن آیهٔ زیر از سوره نساء در کنار این آیه، مراد از آن را راه انبیاء، صدیقین، شهداء و صالحین دانسته، و از این منظر به تفسیر آیه پرداختهاند:
وَ مَن یُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولَٰئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِم مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقِینَ وَ الشُّهَدَاءِ وَ الصَّالِحِینَ وَ حَسُنَ أُولَٰئِکَ رَفِیقًا (نساء،آیهٔ 69)
نمونه دوم:
إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ؛ فِی کِتَابٍ مَکنُونٍ؛ لَا یَمَسُّهُ إِلَّا المُطَهَّرُونَ (واقعه، آیه 79ـ77)
مفسران درباره معنای «لاَ یَمَسُّه» و «مُطَهَّرون» اختلاف نظر دارند. علامه طباطبایی با توجه به سیاق آیات و قرار دادن آیهٔ «إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذهِبَ عَنْکُمُ الرِّجسَ أَهلَ البَیتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطهِیرًا» (احزاب، آیهٔ 33)
در کنار این آیه، در تفسیر آن مینویسد:
با توجه به سیاق آیات که درباره بزرگداشت مقام قرآن است منظور از «مس» در این آیه، لمس ظاهری نیست و مراد، علم به معارف حقیقی قرآن است که جز پاکان، یعنی کسانی که خدا دلهایشان را از هر رجس و پلیدی پاک کرده است، افراد دیگری به معارف بلند آن علم پیدا نمیکنند.
منظور از پاکان نیز همان کسانی هستند که خداوند آنها را در آیه تطهیر معرفی کرده است که همان اهل بیت عصمت و طهارت هستند؛ بنابراین علم کامل به معارف حقیقی قرآن مختص اهل بیت پیامبر میباشد.
فعالیت کلاسی (صفحهٔ 166 کتاب درسی)
الف) به این آیه دقت کنید:
الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَم یَلبِسُوا إِیمَانَهُمْ بِظُلمٍ أُولَٰئِکَ لَهُمُ الْأَمنُ وَ هُم مُهتَدُونَ (انعام، آیهٔ 82)
آنها که ایمان آوردند، و ایمان خود را با ظلم نیالودند، ایمنی تنها از آن آنهاست و آنها هدایت یافتگانند.
با توجه به این آیه، به نظر شما مراد از «ظلم» در آیه بالا چیست؟
وَ إِذ قَالَ لُقمَانُ لِابنِهِ وَ هُوَ یَعِظُهُ یَا بُنَیَ لَا تُشرِک بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرکَ لَظُلمٌ عَظِیمٌ (لقمان، آیهٔ 13)
ب) این آیه را در نظر بگیرید. در این آیه وجود هرگونه دوستی و شفاعت در روز قیامت نفی شده است:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَنفِقُوا مِمَّا رَزَقنَاکُم مِن قَبلِ أَن یَأْتِیَ یَومٌ لَا بَیعٌ فِیهِ وَلَا خُلَّةٌ وَلَا شَفَاعَةٌ ... (بقره، آیهٔ 254)
ای کسانی که ایمان آوردهاید، از آنچه به شما روزی دادهایم انفاق کنید، پیش از اینکه روزی فرا رسد که در آن نه داد و ستدی است و نه دوستی و نه شفاعتی.
آیه زیر چگونه باعث فهم دقیقتر آیه بالا میشود؟
یَومَئِذٍ لَا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحمَٰنُ وَ رَضِیَ لَهُ قَولًا (طه، آیهٔ 109)
ضرورت تفسیر قرآن به قرآن
روش تفسیر قرآن به قرآن در میان مفسّران قرن حاضر، جایگاه ویژهای یافته است. «المیزان فی تفسیر القرآن» و «الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن»، دو نمونه از تفاسیر معاصری هستند که این روش را روش اصلی خود قرار دادهاند.
مفسران، علاوه بر وجود انسجام و ارتباط ظاهری آیات با یکدیگر، که عقل به آن حکم میکند، دو دلیل دیگر نیز برای ضرورت تفسیر قرآن به قرآن ذکر میکنند:
دلیل قرآنی:
قرآن در خلال آیاتش، خود را اینگونه معرفی میکند:
وَ نَزَّلنَا عَلَیکَ الکِتَابَ تِبیَانًا لِکُلِّ شَیءٍ وَ هُدًی وَ رَحمَةً وَ بُشرَیٰ لِلمُسْلِمِینَ (نحل، آیهٔ 89)
هَٰذَا بَیَانٌ لِلنَّاسِ وَ هُدًی وَ مَوعِظَةٌ لِلمُتَّقِینَ (آلعمران، آیهٔ 138)
مفسران معتقدند اگر قرآن بیان کننده همه چیز است، چگونه ممکن است بیان کننده خود نباشد؟ و اگر قرآن راهنمای مردم به آن چیزی است که برای هدایتشان بدان نیاز دارند، چگونه ممکن است در بزرگترین نیازشان، که فهم معنای آیات قرآن است، راهنمایشان نباشد.
بر این اساس خود آیات قرآن بیان کننده و تبیینگر خود هستند و باید در فهم یک آیه از دیگر آیات مشابه آن کمک گرفت.
دلیل حدیثی:
امام علی، قرآن را اینگونه معرفی کرده است:
کِتابُ اللهِ ... یَنطِقُ بَعضُه بِبَعضٍ وَ یَشْهَدُ بَعضُه و عَلَی بَعضٍ
کتاب خدا... قسمتی از آن درباره قسمت دیگر سخن میگوید و پارهای از آن بر پاره دیگر شهادت میدهد.
در این حدیث به صراحت آمده است که برخی آیات قرآن با یکدیگر ارتباط معنایی دارند و یکی، درباره معنای دیگری سخن میگوید که از اینرو باید در فهم آیات، آیات مرتبط با آن را نیز مورد توجه قرار داد.
توجه به یک نکته مهم
هنگامی که سخن از تفسیر قرآن به قرآن به میان میآید، باید دقت کرد که استفاده از آیات قرآن به عنوان یک منبع اساسی در تفسیر، به معنای نفی دیگر منابع مانند روایات صحیح نیست. درست است که قرآن، خود بیان کننده خویش است، اما روایات صحیح نیز میتواند در توضیح پارهای از آیات و همچنین به منظور تشریح آیات احکام و قصص، که در قرآن به اختصار بیان شده است، مورد استفاده قرار گیرد.
قرآن، خود تفصیل پارهای از امور و معارف آیات را به عهده سنت و بیان رسول خدا گذارده و آن حضرت را معلم و تبیین کننده قرآن معرفی کرده است:
وَ أَنزَلنَا إِلَیکَ الذِّکرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیهِم (نحل، آیهٔ 44)
لازم است بدانیم برخی مفسّران معتقدند روش تفسیری معصومان، همین تفسیر قرآن به قرآن بوده است و از اینرو مراجعه به روایات ایشان را برای ارائه تفسیری صحیح و دقیق لازم و ضروری میدانند.
فعالیت کلاسی (صفحهٔ 169 کتاب درسی)
امام علی در تفسیر واژه «الظالمین» در آیه «لَا یَنَالُ عَهدِی الظَّالِمِینَ» (بقره، آیهٔ 124) میفرمایند:
«اَیِ المُشرِکینَ لِاَنَّهُ تَعَالَی سَمَّی الشِرِکَ ظُلمًا»
با توجه به آیاتی که در همین درس خواندید، به نظر شما امام به کدام آیه از قرآن استناد نموده و این تفسیر را ارائه نمودند؟
اندیشه و تحقیق (صفحهٔ 169 کتاب درسی)
چه ارتباطی میان «تفسیر قرآن به قرآن» و «تفسیر موضوعی قرآن» وجود دارد؟